بله ایتا


نسابه

آنها چه دارند که ما نداریم؟؟!!

 دیشب یکی از دوستان مطلبی فرستاده بود در مورد کشتار مردم غزه توسط صهیونیست‌های غاصب و تاکید کرده بود که این‌ها شرف ندارند وگرنه مردم غزه را به این نحو نمی‌کشتند !!

 ... در حاشیه مطلب آن عزیز نوشتم اینکه دشمن شرف ندارد، یک امر بسیار بدیهی است و از جمله‌یِ اموری است که تصور آن موجب تصدیق می‌باشد و نیاز به تامّل ندارد‌.

اما باید دید دشمن فاقد شرف، در عین قرار داشتن در اقلیت محض، چه دارد،

 که به او جرات و جسارت استفاده " بلادرنگ " از هرنوع سلاحی در هر حجم و ابعادی را بر علیه این اکثریت مطلق می‌دهد

 و مای دارای اکثریت مطلق، چه نداریم که حتی حالا که مجهّز به انواع سلاحهای بازدارنده‌یِ مخرّب و نقطه‌زنیم، نشسته‌ایم و مثل روابط‌عمومی قبرستان دارالرّحمه، فقط آمار شهدا، مجروحان و آوارگان را مرور می‌کنیم

 و لابلای این آمار تاسف‌برانگیز، از شلیک مقادیری موشک کلاس کاتیوشای، "بازنَدارنده" ( دقت بفرمایید، بازنَدارنده) حرف می‌زنیم ؟؟!!

به نحوی که :

حدود 6 میلیون یهودی، روز روشن، جلوی چشم ما ( یعنی جلوی چشم 2.000.000.000 مسلمان جهان که از قضا بسیاریشان هم در اطراف این رژیم جعلی ساکنند)، هزار هزار از نفوس مسلمین را در باریکه غزّه قتل عام می‌کنند،

️ ولی ما، کار مشابهی در قبال نفوس منحوس آن دشمنان که در اقلیت محض هم هستند، از دستمان برنمی‌آید!!؟؟

 از خلال این بحثها بی‌اختیار به یاد جنگ‌های هرات در زمان محمد شاه و ناصرالدین شاه قاجار افتادم،

 یعنی زمانی که ایران بنا به گواهی پینکرتون جغرافیدان 6.000.000 نفر جمعیت داشت و بنا به نظر آقای شاردن اروپایی (در ماقبل او) 40.000.000 نفر !!!

که اگر از خیر بررسی اختلاف آراء بگذریم و جمعیت ایران را حتی همان 6.000.000 نفر پینکرتون بدانیم‌،

آنگاه این سوال مطرح می‌شود که چطور انگلیسی‌ها، در هر بار محاصره‌یِ هرات توسط شاهان قاجار و در آستانه بازپس‌گیری آن توسط ایرانی‌ها، با اعزام دو سه کشتی جنگی از هندوستان به سمت بنادر و جزایر ایران و قرار دادن آنها در برابر جزیره خارک یا بندر بوشهر، موفق می‌شدند با وجود رشادت مردم، ارتشِ این مملکتِ چندین و چند میلیون نفری را به تسلیم وادارند

( تا جایی که در نهایت، ناصرالدین شاه بدون توجه به حماسه‌سازی ساحل‌نشینان و مردم جنوب، از خیر هرات گذشت و طی قرارداد پاریس آن را به انگلیسی‌ها واگذاشت

و انگلیسی‌ها طبق معمول، جنگ باخته را بردند

و شاهانِ ایرانی‌ هم طبق معمولِ این دوقرن، جنگ برده را باختند

حال اگر همه قوای اعزامی انگلستان به ایران در هر دو بار محاصره هرات را نیروی کارآمد نظامی فرض کرده و از پادو و ملوان ساده تا تفنگدار و کاپیتانشان را جزو خبره‌ترین کماندوهای دنیا به حساب بیاوریم و بدانیم که به هر حال همه آنها روی هم بیشتر از 15.000 نفر نمی‌شدند

 آنگاه این سوال مطرح می‌شود که چطور 15.000 نفر راهزنِ کشتی‌سوار، بر اراده‌یِ روسایِ 6.000.000 نفر از آدمهای ساکن در فلات به این گستردگی پیروز می‌شدند؟؟؟!!!!


 عقل می‌گوید:

این 15.000 نفر حتی اگر 10 برابر هم شده و حتی اگر 100 برابر هم می‌شدند و می‌خواستند در فلات ایران گسترش یابند و کوچه به کوچه، شهر به شهر، گردنه به گردنه، دشت به دشت، کوه به کوه و صحرا به صحرا بجنگند، باز هم بر اساس قواعد نظامی و بدلیل گسترش بیش از حدّ در واحد سطح، دچار ضعف در ارتباطات سازمانی شده و بی‌خاصیت و تار‌ و مار می‌شدند.

 اما عینیات تاریخی می‌گویند :

در هر بار، اراده‌یِ آن اقلیت مطلقِ 15.000 نفری بر اراده‌یِ روسایِ اکثریت مطلق 6.000.000 نفری نفوسِ این مملکت، تحمیل می‌شد

مع‌الاسف، این رویه اما قرنهاست که ادامه دارد و تکرار می‌شود،

️ از زمانی که اولین کشتی‌های پرتغالی به سواحل کیلوا و تانزانیا رسیدند و امپراتوری آفرو‌شیرازی شرق آفریقا را به مدد چند کشتی، ور انداختند تا زمانی که خاک و عِرض و مال و جان و ناموس هندوستان و ایران و کثیری از کشورها به وسیله راکبان همان کشتی‌های قلیل به توبره کشیده شد،

 تا زمانی که روح خدا با وجود اکثریت مطلق پشتیبانش، مجبور به نوشیدن جام زهر شد و شد آنچه نباید بشود !!


 تا الان که با وجود یک حکیم فرزانه و حمایت‌های میلیونی و میلیاردی مسلمانان و غیرمسلمانان از راه مقاومت و علی رغم داشتن سلاح‌های مخرب بازدارنده،

یک ناو و چند ناوچه از ینگه‌یِ دنیا در حال حرکت به سمت سواحل شرقی مدیترانه در فلسطین اشغالی هستند و باز هم مثل همه‌یِ این پنج قرن (دوران استعمار کهنه و نو)، همه چیز مشروط به دخالت یا عدم دخالت آن ناونشینان شده ...

ظاهراً این قِصّه و غُصّه را پایانی نیست!

چرا که اگر همین الان، همه‌یِ آن 6 میلیون نفر صهیونیستِ حاضر در فلسطین اشغالی را با تمام قوای نظامی آمریکا در سراسر جهان جمع بزنیم و مزدوران آنها را هم به حساب بیاوریم به رقمی بالاتر از 10 میلیون نفر نخواهند رسید !

 و باز این سوال مطرح می‌شود که چطور 10 میلیون نفر حریف
2.000.000.000 نفر می‌شوند؟؟!!

و بعبارت دیگر این سوال مطرح می‌شود که چطور این 2.000.000.000 نفر، که جمع نیروهای نظامی و شبه نظامی آنها به بالای 30 میلیون نفر می‌رسد، حریف آن 10 میلیون نفر نمی‌ شوند.

 در چنین حالتی عقل به ما می‌گوید :

آن عده‌یِ قلیل در تمام این پنج قرن اخیر، چیزی داشته و دارند که ما نداشته و هنوز هم نداریم !

و بعبارتی،  مای دارای اکثریت مطلق، حتی امروزه با وجود داشتن رهبری حکیم بجای پادشاهی نادان و به رغم داشتن نیروهایی توانمند بجای ارتشهایِ ذلیل‌مرده‌یِ شاهنشاهی و در عین داشتن سلاحهای بازدارنده‌ای که در لبه علم و فناوری جهان خودنمایی میکنند بجای دستانِ خالیِ عهدِ قجری، هنوز هم یک چیزی کم داریم !!

فلذا در دوران رخ‌نمایی موشکهای نقطه‌زنِ‌مُخَرّب و پهپادهایِ خانمان براندازِ آسمان‌پُرکُن، باید دید آنها چه دارند که ما 200 سال پس از عهد محمد شاه و ناصرالدین شاهِ قاجار، هنوز هم همچنان همان "چیز" را نداریم؟؟!!!

همان "چیزی" که باعث می‌شود آنها در عین قرار داشتن در اقلیت محض، هزار‌تن‌هزار تن، بمب روی سر مردم غزه بریزند.

و ما، در اکثریت محض، برای زدن چند موشک فوق پیشرفته‌یِ مخرّبِ بازدارنده، همچنان در حال محاسبه موقعیت باشیم !!

در روزهای آتی هرچه بشود (حتی فتح‌بیت‌المقدس!)، این سوال بجای خود در لابلای اوراقِ تاریخ باقی خواهد ماند که چطور جلوی چشم یک اکثریت
2.000.000.000 نفری، یک اقلیت 6 میلیون نفری، شدت عمل بخرج دادند و این‌ها هیچ حربه‌یِ موثری نتوانستند بکار بگیرند تا آن اقلیّت را از شدت عمل، "باز دارند."

قطعا این‌طرف یک چیزی می‌لنگد

و صد البته، چاقو داشتن یک چیز هست

و جربزه‌یِ چاقو زدن و مهارت پرتاب خنجر، یک چیز دیگر

 

✍ : سید حامد نسابه

مطالب مرتبط

عاقبت جنگ نشسته !وقتی مواضع ما، بر علیه موضع ما عمل می‌کنند !!
عاقبت جنگ نشسته !وقتی مواضع ما، بر علیه موضع ما عمل می‌کنند !!
آنچه در این مقاله خواهید خواند : بررسی وضعیت محور مقاومت با توجه به تحولات یکصد ساله اخیر جهان وتحولات ژئوپلتیک اروپا در سالهای منتهی به جنگ جهانی دوم و نتایج کارکردی آن تحولات در زمانۀ ما
آنها چه دارند که ما نداریم؟؟!!
آنها چه دارند که ما نداریم؟؟!!
اینکه دشمن شرف ندارد، یک امر بسیار بدیهی است و از جمله‌یِ اموری است که تصور آن موجب تصدیق می‌باشد و نیاز به تامّل ندارد‌. اما باید دید دشمن فاقد شرف، در عین قرار داشتن در اقلیت محض، چه دارد،