قوچنامه !!
و " قوچ " بر وزن " پوچ " ، چنانکه صاحب التفاصیل در اثر ِ اثیر ِ فریدون قلمش فرموده ،
موجودیست بس عجیب و دارای طبعی به غایت غریب !!
که ، در برابر دشمنان ، بسانِ موشی آبکشیده و بر پشت و پیشانیِ دوستان، چونان خنجری آبدیده باشد !!
همو که دشمنان را در شبِ هیجا وانهد
و دوستان را به روز واویلا ، سَر زَنَد !!
و از عجایب زمان ما اینکه ، گونهای از این موجودات ،
بر دو پا راه روند
و لباس ، چونان آدمیان پوشند
و به هر مناسبتی بر پرده شهر فرنگ ،
بیدرنگ،
مردمان را به نامردمی خَدَنگ زده
و بر کاغذ قلم زنند ( همچنانکه بر شرف !! )
و حرفهای کهنه ، نُشخوار همی کنند
طرفه آنکه با وجودِ این تَشبُّه به بَنیآدم ،
خصلت دیرین را نتوانند که به وادی نسیان سپردن
و آن عادت مذموم ِ نهفته در پیاله مارگون را
نتوانند به توبهی نَصوُح بشستن
چه : ترک عادت صعب باشد بی گمان !!
و اَلقصه ، از جوهریترین نمونههای این گونۀ ظاهرا غیر قابل انقراض در میان موجودات ،
قِسمیست در جِبال قوچان
که طی زمان
به انواع حِیَل ، راهی بس دراز پیموده تا دامن کوهسارانی مُسَمّی به طهران !
و به همین مناسبت
با وجود سکنیگزینی در آن مدینه عظیمه،
همچنان قوچانیاش نامند ،
چنانکه اصیلترین گونه میش را نیز که دیر زمانی ، فقط در میشان میشد جُستن
و بهترین خشتها را که در بلاد خِشت مُنحصرا ، به عرق جبین و پایِ پُرچین میشد ورز دادن و بّرساختن !!
امروزه به اَحسنِ وَجه در بلادِ طهرانهمیتوان یافتن ،
به سهولتی لایوصف !
و به نرمینهی دستها دَرآوردن
به طرفهالعَینی لایدرک !!
به هر روی ، صاحب اَلتّفاصیل در عنصرنامۀ شِشگانۀ خویش ،
این سه را ، از آن شِش، چنین برشُمُرَد که :
قوچ قوچان ، میش میشان ، خِشت ِ خِشت
کِش از آن بهتر نیابی در بهشت !!! *
علی ایحال ، در فقرهی بلیّهی جلیّهی اخیر ،
که شِمر صفتی به اشارۀ دریوزگان عصر و گرگسیرتانِ عهد ،
شهر راز و مشهد آن کریم سرافراز ،
از جُرگه اهلِ قبله و نماز
را سیهپوش
و دلهای جمله آدمیان را در سوگِ شاهدانِشهید ،
مدهوش
نمود ،
قوچصفتی از آن سان که رفت، در قابِ پُرفِتَنِ یکچشمِترینِ عهد ما ظاهر شده،
بر مردمیِّ مردمان حمله بُرد
و در گوشهی مَردمکِ آن دَجُال ِ صاحب قِران ،
به #شیوه یِ نامردمان ،
دوغ و دوشاب را یکی دانسته و بر صفت ناپسند اسلافش ،
گرگان را وانهادُ ،
مَردوستان را به شاخ بَد ساخ ،
زَخم بر دلُ جان نَواخت :
قوچ قوچان بار دیگر شاخ بر همنوع زد
رغم حق ، وی دشمنان را باز طوقِ طُوع زد
وَه چه خوش گفته فریدون از حماقتهای او
وَز سِفاهت ، چوب بر خوب و بد از هر نوع زد
✍ : سیدحامد نسابه
#قوچ
#قوچانی
#داعش_وطنی
#شیوه
#شبکه_چهار
#دوغ
#دوشاب
🖍🖌 به هنگامه فتن و بلایای اخیر ، قوچانی نامی از قماش همانان که دانم و دانی !! بر صفحه چهارمین پرده از سیمای ایران ، بیشه شیران ، ظاهر شد و به مدد الطاف بیکران سروران !! دوغ و دوشاب را یکی نموده و قوچ صفت ، مَر دوستان را به بجای گرگان ، شاخ بِزد !!
و خون شهیدانِ نگینِ فیروزهی شهر راز و رگههای عقیق حرم شاهچراِغ در شیراز را
با مُردهی دختر کومهلهپوشی یکی کرد که سران حزبش سالهاست از خون جوانان وطن، جامها نوشیده
و ایُامی چندست که پوستین برّه را وانهاده ، نقاب از چهره برافکنده و خوُدِ آهنینِ دیرین را دیگربار به عیان بر سر نهاده
و خصلت پلید خویش را اربعینیست که
از نو آشکار نموده
دشمنان را شاد و مردمان را حزین
و مدافعان امنیت را با آرزوی دیرین خویش ، قرین !
این قطعه در شرح صفات رذیله هموست که ...
✳️ با نگاهی به قطعه قوچ مجموعه طنز التفاصیل اثر سعدی ثانی شیراز ، مرحوم فریدون تولِلی
ارتباط با ما :
جهت ارتباط با ما، اینجا کلیک بفرمایید.
همچنین جهت دسترسی به صفحه اصلی وبسایت، نیز عضویت یا مشاهده کانالهای انتشار مطالب در پیامرسان ایتا، میتوانید روی نمادهای زیر کلیک بفرمایید :
QR کیوآر کد وبسایت و کانال اختصاصی در ایتا :
www.nassabeh.com